سرمقاله: تـابستان هم تـابستانهای قدیم
قدیمترها اواخر خرداد که میرسید با همه سختیای که داشت و دل کندن از دوستان سخت بود ، امتحانات که تمام میشد درس و مشق هم برای بیشتر دانشآموزان آن زمان به فراموشی سپرده میشد. هر کسی برای تابستانش برنامهای داشت. یکی برای کار به شهر دیگری میرفت. یکی در مغازه دوست و آشنایی مشغول به کار میشد، دیگری در یک مغازه تعمیراتی مشغول میشد تا اگر مزدی هم دریافت نمی کند لااقل فنی یاد گرفته باشد و یکی هم سه ماه تعطیلات را به پدر و مادرش قول داده بود تا در کارهای خانه کمککارشان باشد. آن زمان از رادیو و تلویزیون به صورت فعلی خبری نبود و بچه ها وقت بیشتری برای خوش گذراندن در کنار هم داشتند. صبح ها که دنبال کار و حرفه ای بودند ، عصرها هم مشغول بازی و سرگرمی. هنگامی هم که به خانه میآمدند در خانوادههای باصفای آن روز مینشستند و ميگفتند و ميشنيدند و خوش بودند. یکی دو ساعتی که از غروب گذشته بود بدون هیچ دغدغه و فکری در خوابی راحت فرو میرفتند تا فردا ، روزی زیباتر را تجربه کنند.
موقع بیکاری بچهها که میشد این صدای هیاهوی بچهها بود که در فضای کوچهها میپیچید و غول بی حالی و کم حوصلگی را از کوچهها فراری میداد. بچهها با بازیهای آن زمان فرصتی برای فکر کردن به کارهای دیگر نداشتند. بازیهایی مثل هفت سنگ ، گُل کوچک و ... . بازیهای خاطره انگیزی که دیگر کمتر اثری از آنها در شهر ما وجود دارد. تابستان هم که تمام میشد تا چند هفتهی اول کارشان این بود که از تابستان و این که چگونه آنرا سپری کردهاند برای دوستانشان تعریف کنند.
ولی حالا شرایط عوض شده است. هنوز کلاس و درس و مشق بچهها تمام نشده ، پدر و مادر برای آنها صدجور برنامهریزی کرده اند. کلاسهای کمک آموزشی، موسیقی، رایانه و ... و این کلاسها به گونهای برنامه ریزی میشود که تابستان فرزندان که دوران استراحت و به اصطلاح خستگی از تن دَر کردن آنهاست شرایطی داشته باشد که دانش آموز خسته و کوفته از این کلاس به آن کلاس برود و نتیجه آن میشود که بچهها از درس و مدرسه نیز زده شوند.
در کنار این گروه ، گروه دیگری نیز هستند که تابستان را فرصت استراحت مطلق قلمداد میکنند. شبها تا آخر شب پای تلویزیون و فیلمهای آن بیدارند و کمتر فیلمی است که از خیر دیدن آن بگذرند. صبحها نیز تا دیروقت و نیمههای ظهر همچنان در خواب ناز هستند. بقیه اوقات را هم یا مشغول کار با رایانه هستند یا به طریق غير مفيد دیگري خود را مشغول میکنند.
هر چند شرایط کنونی جامعه با انباشتی از ساختمانها و جمعیت اجازه گذران اوقاتفراغت بهشیوه گذشته را نمیدهد و پدر و مادرهای امروزی دیگر نمیتوانند در فصل فراغت از تحصیل مانند گذشته فرزندشان را برای کار یا شغل به محلی بسپارند ولي باید بین شرایط گذشته و شرایط فعلی تعادلی برقرار شود تا بچهها از فراغت لذت ببرند. به نظر ميرسد بهترین حالت ایجاد تعادل بین دو گروه فوق است و این یک برنامهریزی دقیق میطلبد. اختصاص بخشی از روز برای شرکت در کلاس های خاص و مفید و قسمتی دیگر برای شادی و تفریح دانشآموزان علاوه بر کسب تجربه و مهارت در زمینههای گوناگون زندگی.
یادمان نرود که پیرامونمان چیزهای فراوانی هست که فرزندانمان باید آنها را کشف کنند و خاکی و چمنی هم هست که باید آن را لمس کرده و بر آن قدم بزنند.
مصطفی رضائیان فیروزآبادی مدیر مسئول
ماهنامه جامع میبد شهرستان میبد - فیروزآباد - بشنیغان - ش هیدیه - بارجین - محمودآباد - مهرجرد - میبد - ماهنامه - نشریه

