تبليغاتX
ماهنامه جامع میبد - برو بابا ، تو دانشجویی .... منم دانشجو



برو بابا ، تو دانشجویی .... منم دانشجو

ای بابا ... ول کن ... دوباره می خوای اُمُل بازی دربیاری ... هنوز هم عقب مونده ای ... تو هم چسبیدی به این ذره موی من !!! ... اصلا ً چه کاره ای ... من می خوام موهام بیرون باشه ... برو تو جامعه نگاه کن ... هر که سرش به تنش می ارزه آرایش کرده بیرون میاد موهاش هم بیرونه ... سوار ماشین اون چنونی هم میشه ... من هم همینم. اصلا ً می خوام درس نخونم ! ... مگر آدم بودن به درس خوندنه !!؟ تو برو درس بخون ، من هم هر طور شده نمره می گیرم.!! اصلا ً مگه بین نمره 19 و 20 فرقیه ... اصلا ً مگه کارخونه ها می پرسن معدلت چنده ... فقط می گن با دیپام می گیریم. حالا چه کار داریم به دانشگاهت... دانشگاه آزاد باشه یا پیام نور ... دولتی باشه یا خصوصی ... شریف باشه یا شلغوزآباد ... به هر صورت من فقط اومدم دانشگاه که بگن اینم دانشگاه رفته ! لیسانس داره !!! همین برای من بسه ... تو هر کاری می خوای بکن... اصلا ً دلم خُوشه دیگه تو شهر خودمون نیستم که پدر و مادرم دایم بهونه بگیرن ، حالا گیر تو فضول اوفتیدم!... ها ! تو خودت چی ؟... این قدر درس خودندی معدل 19 به بالا گرفتی چی شدی؟ اینقده چادر تو صورت کشیدی حالا چی شد؟؟!!! .... تو مدرسه خانم مدیر و معلم تربیتی همه اش دورت وَر می جَستن ... چند تا از بچه های معدل پایین زشتت می داشتن !!... سایته ات رو می خواستن با تیر بزنن ... همه اش می خواستی خود شیرینی کنی !!...  فکر می کنی اینا یادمون می ره؟! اون روز من و مُنا رفته بودیم خیابون ... بعد هم اس ام اس هایی که برامون اودم هبود می خوندیم ... تا آخـر ب خوابم نمی برد! درس هم نخوندم اومدم مدرسه. خانوم لعنتی هم ازمون پرسید ... هی تو و زینب رو به رخمون ما کشید... بعد هم رفتیم دفتر دوباره خانم مدیر هی گفت و پَس گفت دوباره حرف تو شد... هی تو سرمون زد ... اون روز می خواستم بیام تو کلاس سرتو نرم کنم... حالا دیگه الهی شکر تو دانشگاه دیگه کسی نمی پرسه ... آزادم هر کاری می خوام بکنم... تو دانشجویی منم دانشجو... تو صنعتی رفتی من هم آزاد ... فقط وقتی وارد دانشگاه می شم کمی اشکال می گیرن... منم می رم سرویس بهداشتی دوباره آرایش می کنم ... حالا ببین تو رو بیشتر نگاه می کنن یا منو؟؟!!!  من کاری به معدلشون ندارم ... فقط اون دانشجوهایی که خوشتیپ ترن ... اون پشت مویی ها ... اون خط ریش های اون چنونی ... همشون نگاهشون به منه ... برو درس بخون ... من مدرک    می گیرم !!! تو هم مدرک ! تو به عقلت بناز ... من هم به تیپم !!! ...                          اکبر دهستانی

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389;ساعت 22:53;  توسط ماهنامه جامع میبد;  |