سرهنگ پاسدار علی اکبرفخاری،فرمانده نیروی انتظامی میبد در گفتگو با نشریه جامع:
برخورد قاطع نیروی انتظامی با مزاحمت های ناشی از به راه انداختن کاروان های شادی و عروسی در سطح شهر
همیشه با شروع فصل گرم سال، حرف از اوقات فراغت پیش میآید که عمده دلیل آن تعطیلی مراکز آموزشی، دانشگاهی و مدارس میباشد. همانطور که شاهدیم با تعطیلی مدارس وقت آزاد جوانان و دانش آموزان نيز بیشتر میشود که خود این فراغت باعث تردد و رفت و آمدهای بيشتر داخل خیابان ها و سطح شهر میگردد. در تابستان امسال که مقارن با ایام پربرکتوسرورآفرین شعبان المبارک میباشد، شاهد هستیم که از یک طرف جشنهای مذهبی و از طرفی عروسیهای بیشتری در شهر برگزار میگردد که این مراسم باعث شلوغی هر چه بیشتر معابر میگردد. از آنجا که ترددهای پرترافیک و حرکت کاروانهای شادی در شهر ممکن است در حواشی خود به امنیت اجتماعی شهروندان و حقوق دیگر مردم لطماتی بزند بر آن شدیم تا در این شماره در مورد مسئله امنیت اجتماعی شهروندان به متولی تأمین امنیت هر شهر یعنی فرماندهي نیروی انتظامی مراجعه کنیم.
به این بهانه در محضر فرماندهی نیروی انتظامی میبد حاضر شده و طی مصاحبهای، مردم شهرستان را با این مسئول که طی چندماهی که در شهرستان میبد مشغول به خدمت میباشد با تلاش و همتی مضاعف در جهت برقراری نظم و امنیت و آسایش مردم، زحمات زیادی کشیده است، آشنا کرده و همچنین با آگاه شدن از پارهای آمار و ارقام و توجه به حرف ها و هشدارهای ایشان چه در بُعد راهنمایی و رانندگی که ارتباط مستقیم با حفظ جان و سلامت مردم داشته و چه از بُعد مسایل اجتماعی بتوانیم فضای اجتماعی شهرمان را هر چه زیباتر و امنتر بسازیم.

- جناب سرهنگ لطفا ً در ابتدا خود را برای خوانندگان معرفی نمایید؟
به نام خدا. بنده سرهنگ پاسدار علی اکبر فخاری هستم که از سال 1362 به استخدام نیروی انتظامی جمهوری اسلامی ایران درآمدم. در اواخـر سـال 1388 به عنــوان فرماندهی انتظامی شهرستان میبد منصوب و مشغول به کار شدم و از اینکه در خدمت مردم ولایتمدار، شهیدپرور، سختکوش و عدالتخواه میبد هستم بسیار خرسندم و امیدوارم با توکل به خداوند متعال بتوانم خدمتگزار خوبي برای مردم فهیم میبد باشم.
- جناب سرهنگ از شما میخواهیم شهرستـان میبد را از دید انتظامی معرفی کنید؟
شهرستانمیبد به لحاظ قرارگرفتن در کنار جاده سنتو و مسیر ترانزیت، دارای ویژگی خاصی ميباشد.
سرزمینی که با وسعت 1297 کیلومتر مربع در 50 کیلومتری شمال غربی مرکز استان واقع شده و در حال حاضر جمعیتی بالغ بر 79328 نفر داشته که از این تعداد 41720 نفر مرد و 37608 نفر زن میباشند. به لحاظ تراکم جمعیت در استان، قطب اقتصادی، وجود کارخانجات کاشی و سرامیک در شهرک صنعتی، و بالا بودن جمعیت دانشجویی ، رتبه دوم در بین شهرهای استان بعد از مرکز استان را دارا بوده که باعث شده عنایت ویژهای در برقراری نظم و امنیت را به خود اختصاص دهد.
همچنین یکی دیگر از مسایلی که باید مورد توجه قرار دهیم، حضور نسبتا ً بالای جمعیت افاغنه (مجاز و غيرمجاز) چه در سطح شهر و چه در اردوگــاه افغانآباد میباشد و این موضوع یکی از دلایل ناامنی و انجام یـک سری جرایم میباشد که این مسئله نیز خود مبحث ویژهای را از دید انتظامی میطلبد.
همانطور که مستحضرید برابر ماده سوم از قانون نیروی انتظامی، استقرار نظم و امنیت و تأمین آسایش عمومی و فردی و نگهبانی و پاسداری از دستـاوردهای انقلاب اسلامی در چارچوب این قانون به عهده نیروی انتظامی گذاشته شده و با توجه به همین قانون ، قریب به 146 مأموریت و وظیفه بر دوش نیروی انتظامی است که تولید امنیت از وظایف ذاتی این نیرو میباشد.
- جناب فخاری از میزان ارتباط مردم با پلیس که شاید بتوان آن را به وسیله تماس با 110 سنجید، بگویید و اگر آمار و ارقامی دارید بفرمایید؟
تعداد کل تماس های 110 در سه ماهه اول امسال 18834 تماس بوده که از این تعداد تماس 2850 مورد عملیاتی بوده که واحد گشتی و مأمور انتظامی در محل حضور پیدا کرده است.
لازم به ذکر است که ما در مرکز پلیس 110 شهرستان، تعداد 2 خط ارتباط تلفنی داریم که به صورت شبانهروزی در خدمت شهروندان میباشد. از آنجا که گاهی مشاهده شده این خط به واسطه شوخی و مزاحمت تعدادی از شهروندان و نیز گاهی بوسیله بازی کودکان در موقع بازی با تلفن، اشغال گردیده لذا به مردم توصیه میکنیم در راستای هرچه بالاتر بردن امنیت شهر از اشغال نمودن بیمورد این خط خودداری کنند.
- قبل از اینکه به سراغ بحث کاروان های شادی در معابر شهر برویم، اگر ممکن است از وضعیت تصادفات و سوانح جاده ای که امری بسیار مرتبط با جان و سلامتی انسان های این عصر می باشد نیز توضیحی بدهید.
شما از ارتباط سلامت انسانها با سوانح جادهای سخن گفتید. اگر اجازه بدهید میخواهم در این زمینه ابتدا آماری را مطرح کنم تا میزان اهمیت موضوع هر چه بیشتر مشخص گردد.
بر اساس آمار به فاصله هر 25 دقیقه، در جادههای کشور یک نفر جان خود را از دست میدهد و این یعنی اینکه در 6 سال اخیر حدود 120.000 نفر از مردم کشورمان در تصادفات رانندگی از بین رفته اند و این در کل جهان بـیسابقه است و در مقایـسه با تلفات جنگ تحمیلی عراق علیه ایران آمارکشتهشدگان تصادف بیشتر است.
در شهرستان میبد فقط در سه ماهه اول سال 89 در جادههای درون و برونشهری تعداد 144 نفر مجروح و متأسفانه سه نفر فوت کردهاند.
در میان عوامل حوادث جادهای به سه مورد که حدودا 50 درصد را به خود اختصاص داده و بسیار مهم میباشد اشاره میکنم:
-1 سرعت غیرمجاز 2- توجه نداشتن به فاصله طولی3- رعایت نکردن حق تقدم.
چه خوب است مردم با فرهنگ ما به این نکته همیشه توجه داشته باشند که :« اگر همه رانندگان با توجه به سرعت مطمئن رانندگی کنند ، تضمین میشود هیچ تصادفی اتفاق نمیافتد.»

- یکی از مسایل و مشکلات مهم و رو به افزایش در میبد مزاحمتهای ناشی از راه انداختن کاروانهای شادی و عروسی در سطح شهر، در ساعات آخر شب و حتی در ساعات اولیه بامداد همراه با ایجاد سر و صدا، هلهله، بوق زدن، ترقه های مهیب و ... میباشد.در اینباب از قانونی یا تخلف بودن، میزان نیاز به مداخله پلیس و برخورد با آن توضیح دهید.
بله. همانطور که گفتید مشخص استکه اینگونهمراسم درمعابر عمومي به طبع باعث ایجاد نارضایتی و تضییع حقوق دیگر شهروندان میگردد و نیاز به مراقبت و کنترل ویژه ای از طرف خود برگزارکنندگان و حتی گاه برخورد پلیس و حضور در محل دارد که عمدتا ً هرگاه نیروی انتظامی به واسطه درخواست و اطلاع مردم به پلیس 110، از نارضایتی شهروندان مطلع شده است سریعا واحــدهای گشتی در محل حاضر شده اند و با دادن تذکر گرهترافیکي باز شده است.
اما برای سالم و بهتر برگزار شدن این نوع مراسم ، نیروی انتظامی طی بخشنامهاي ازکلیه مکانها و تالارهای جشن سطح شهرستان خواسته است تا مراجعین محترم برای مجالس عروسی را به نیروی انتظامی جهت دریافت مجوز قانونی راهنمایی کنند. با مراجعه خانواده داماد به نیروی انتظامی(دايره اماکن عمومي) و کسب مجوز از آن نهاد نکاتی توسط داماد تعهد داده میشود که طبیعتا ً در صورت عدم دریافت مجوز قانونی و یا تخطی از یکی از بندهای تعهدنامه با شخص متعهد برخورد برابر قانون صورت خواهد گرفت. که در ذیل به چند عنوان از موارد تعهد که باید مورد توجه قرارگیرد اشاره ميکنم:
۱- بوق زدنهای ممتد و تکراری از سوی اتومبيل حامل عروس و همراهان اکیدا ممنوع میباشد.
۲- پوشش اسلامی برای عروس و همراهان داخل تالار و اتومبیل و به هنگام تردد درسطح شهرالزامی است.
۳- استفاده از هر گونه آهنگ (مجاز و غیر مجاز) که ایجاد آلودگی صوتی نماید در داخل اتومبیل حامل عروس ممنوع می باشد.
۴- استفاده از هرگونه آلات و ادوات موسیقی سنتی و یا غیر سنتی به شکل زنده ممنوع میباشد.
۵- توقف اتومبیل حامل عروس در سطح شهر (پارکها، میادین و غیره) اکیدا ً ممنوع.
۶- استفاده از فیلمبردار فاقد کارت فیلمبرداری ممنوع میباشد.
۷- جهت عکس و فیلمبرداری از مجالس مردانه توسط فیلمبردار مرد و جهت عکسبرداری از مجلس زنانهتوسط فیلمبردار زن که مَحرم یکدیگر می باشند اقدام گردد.
۸- راهاندازي کاروان موتورسوار به دنبال اتومبیل حامل عروس ممنوع میباشد.
۹- هر گونه تردد به صورت کاروان که سبب ایجاد راهبندان و یا ایجاد مزاحمت براي شهروندان گردد ممنوع میباشد.
هشـدار براي متخـلفين: نیروی انتظامی در صورت ايجاد آلودگیصوتی بوسیله اتومبیلها و تخلف موتورسواران از قانون، در طول مسیر عروسکشانی، برابر قانون وسیله نقلیه رانندگان خاطی را به مدت 3 ماه توقیف میکند و راکبین موتورسوار را به دستگاه قضایی معرفی کرده و موتورسیکلت آنها به مدت 6 ماه توقیف خواهد شد.
- جناب سرهنگ از اینکه با وجود دغدغه و مسایل کاری ، وقتتان را در اختیار ما گذاشتید صمیمانه تشکر می کنیم. اگر در آخر حرف و سخن خاصی دارید بفرمایید:
ضمن تشکر از نشریه خوب جامع که زحمت این مصاحبه را کشیدند، از همشهریانگرامی درخواست مینمایم توصیه های انتظامی که هر مدت یک بار در رسانههای محلی منتشر می گردد را مورد توجه قرار داده و رعایت نمایند. همچنین در مواردی که نیاز به حضور پلیس یا راهنمایی پلیس است با پلیس 110 تماس بگیرند. در ضمن همشهریان عزیز میتوانند انتقادات و پیشنهادات خود را از طریق شماره تلفن 197 به این نهاد انعکاس دهند. در پایان ضمن تقدیر و تشکرازکلیه شهروندان محترم و جوانان غیرتمند شهرستان میبد ، درخواست دارم رعایت قانون ومقررات در کلیه زمینهها به ویژه مبحثترافیکی را سرلوحهکار خود قرار دهند و انتـظار میرود جوانـان موتورسـوار جهت حفظ جان خود و دیگران از موتورسیکلت به عنوان وسیلهای مفيد و خوب استفاده نمایند. به امید روزی که هر فرد در جامعهپلیس خود باشد. گزارش: بهنام دهقانی
فیروزآباد میبد - ماهنامه جامع میبد - بارجین-بشنیغان-محمودآباد-شورک-شهیدیه-ده آباد-مهرجرد-امام جمعه-شهردار-فرماندار
مسوول کمیته جوانان شهرستان میبد در گفتگو با نشريه جـامع تشريح کرد:
برگزاري سلسله برنامههاي بصيرت در سال جاري
توسعه پایدار کشور مستلزم بهبود کارکردهای مرتبط با امور جوانان است؛ به عبارتی دیگر از آنجا که ایران در حال حاضر دارای ظرفیتهای بالقوه و بالفعل و داراي نسل اکثرا ً جوان میباشد مسلم است که توجه به این ظرفیتها و سامان بخشیدن به آنها جز با توجه جدی به جوانان و بهرهمندی بهینه از توانایی و خلاقیتهای آنان میسّر نیست. به منظور آشنايي بيشتر با موضوعات فوق الذکر و به مناسبت ميلاد حضرت علي اکبر(ع) و روز جوان، گفتگويي با محمدرضا شيخنيا مسوول کميته جوانان شهرستان ميبد ترتيب دادهايم که از نظر شما ميگذرد:

- لطفاً در ابتدا خود را معرفی نموده ، از سوابق کاریتان بگویید؟
به نام خدا. بنده محمدرضا شیخنیا دارای مدرک کارشناسی مدیریت بازرگانی از دانشگاه اصفهان و کارمند بیمه ایران هستم. از سال 1373 مسوول کانون مسجد محله مشایخ، از سال 1376 تا 1380 فعالیتهای دانشجویان استان یزد در دانشگاه اصفهان را بنیانگذاری و مدیریت نمودم که آقایان مرتضی خاکزار بفرویی و محمدرضا دهقانی اشکذری این مجموعه برنامهها و فعالیتها را در کتابی تحت عنوان مدیریتدانشجوییبهچاپرساندهاند. از سال 81 تا آبان 84 مسوولیت سازمان جوانان هلال احمر میبد را بر عهده داشتم. از سال 86 به مدت 17 ماه مشاور جوان فرمانداران معزز آقایان رضایی، آبپیکر و رجایی بودم. در سال 1385 طرحی را خدمت امام جمعه فرزانه و جوانگرای دیارمان حضرت آیت ا... دکتر اعرافی ارائه نمودم که این طرح در شورای فرهنگ عمومی بررسی، تصویب و منجر به تشکیل کمیته جوانان و به تبع آن 4 کمیته و کارگروه دیگر شد که بنده از ابتدا به عنوان مسوول کمیته به صورت افتخاری در خدمت جوانان هستم.
- اسـاس تشکیـل کمیته جوانـان شهرستان میبد از کجا ناشی میشود و اهداف و خط مشی آن در چه حیطهای است؟
کمیتهجوانان، متشکل از نمایندگان مستعد و متعهد از گروههای جوانان شهرستـان میباشـد که نقش اتاق فکر و بازوی مشورتی برای شوراي فرهنگ عمومی را دارد و نظر به اینکه فکرها، ایدهها و طرحهای هر چند کوچک منشأ حرکات بزرگی است در راستای اهداف مشروحه ذیل فعالیت میکند:
فراهم کردن زمینه مشارکت جوانان، ایجاد پل ارتباطی بین نسل قدیم و جدید و از بین بردن گسست بین این دو نسل و انتقال تجارب به نسل جوان، بررسی مسایل و برنامه های مختلف از دیدگاه جوانان، ارائه طرحها و پیشنهادات و عملیاتی کردن آنها و بررسی مواردی که از شورای فرهنگ عمومی به کمیته ارجاع میشود.
ضمنا ً اطلاعات بیشتر در آدرس www.javananemeybodi.blogfa.com موجود میباشد.
- کمیته جوانان میبد تاکنون چه اقداماتی در راستای وظایف تعریف شده خود انجام داده است؟
تاکنـون فعالیتها و طرحهای مختلفی داشته است که اخیرا ً در راستای تحقق فرمایشات مقام معظم رهبری مبنی بر افزایش بصیرت و آگاهی افراد جامعه، کمیته جوانان شهرستان میبد، یک سلسله برنامههای بصیرت در دستور کار خود قرار داده است که در طول سال89 ، بعد از تصویب در شورای فرهنگ عمومی شهرستان اجرایی خواهد شد:
بصیرت(1): همایش « بصیرت ؛ راهکار مقابله در جبهه جنگ نرم » که در اردیبهشت ماه برگزار گردید.
بصیرت(2): نشست«بررسیفرصتها و چالشهای شهرستان از دیدگاه جوانان» با حضور مسوولین که انشاءا... در ماه مبارک رمضان برگزار خواهد شد.
بصیرت(3): هماندیشیجوانانهیأتهای مذهبی که انشاءا... در آستانه ماه محرم برگزار خواهد گردید.
کمیته به این نتیجه رسیده است که نشستهای صرفا ً صمیمانه و به به و آفرین ، مورد طبع جوانان پویا نیست و نشست باید بسترساز بیان دیدگاهها، نگرشها و ایدههای جوانان نسبت به فرصتها و چالشهای موجود در شهرستان باشد.
در مورد هماندیشی هم یک سری مشکلات و فرصتهایی در هیئات مذهبی وجود دارد که جوانان خوش فکر و ذی نفوذ هیأتها با همفکری میتوانند نقش عمدهای در مواجهه با این موارد داشته باشند

- همایشبصیرت(1) که اخیرا ً برگزار شد، چه دستاوردهایی به دنبال داشت؟
همچنان که در جلسه شورای فرهنـگ عمومی نیز گفتم، از دستاوردهای همایش بصیرت(1) این بود که علیرغم فرمایش مقام معظم رهبری مبنی بر اینکه « جنگ نرم است؛ این یک واقعیت است؛ یعنی الان جنگ است» اکثر افراد جامعه چیزی از جنگ نرم نمیدانند و عدهای از افرادی که اطلاعاتی دارند، این واقعیت را باور ندارند که این جای نگرانی است. متأسفانه همچون سرطان که درد ندارد و خطرناک است، جنگ نرم هم آتش و دود و صدای گلوله ندارد و روز به روز پیشرفت میکند. اگر وضع به همین منوال پیش برود، علیرغم موفقیتهایی که در جنگ سخت در دفاع مقدس داشتیم، در عرصه جنگ نرم با مشکلات عدیدهای روبرو خواهیم بود و اگر چه در جبهه جنگ سخت شهدای گرانقدر باعث افتخار ما هستند، قربانیان جنگ نرم هیچ تقدسی ندارند بلکه منفور ملتند.
- در نهایت اگر سخن خاصی دارید بفرمایید.
خداوند منان را شاکرم که توفیق خدمت به جوانان را به این بنده کوچک عطا فرمود و از خانوادهام که اين فرصت را در اختيار بنده قرار داده و از حق خود صرفنظر نمودند تا قسمتي از وقت خود را در خدمت جوانان باشم ممنونم. همچنین از کلیه جوانانی که به نوعی با کمیته و فعالیتهای آن همراهی نمودند بخصوص شورای مرکزی کمیته متشکل از آقایان مرتضی خاکزار، محمدرضا آقایی،رضا علی پورطالبی، سید مصطفی آقایی، سید محسنامامی، سیدحسین آقایی، حامد صادقینیا، کاظم فلاح، روح اله گلمحمدی و جمال معلایی و خانمها محبوبه غلامی، راضیه دهقانی، سمانه فخری و مهناز تقیزاده سپاسگزارم. براي شما دستاندرکاران نشریه خوب جامع نیز که در جهت اعتلای فرهنگ و تحقق شعار «جوانان میتوانند» تلاش میکنید، آرزوی موفقیت و سربلندی دارم.
- و کلام آخر؟
هر آمدنی را رفتنی است. خوشا به حال آنانکه در طاعت خالق و در خدمت مخلوقند.
فیروزآباد میبد - ماهنامه جامع میبد - بارجین-بشنیغان-محمودآباد-شورک-شهیدیه-ده آباد-مهرجرد-امام جمعه-شهردار-فرماندار
آشنایی با تاریخچه و اقدامات فرهنگی مسجد امام هادی(جامع) امیرآباد میبد
مسجد امام هادی(ع) واقع در امیرآباد میبد یکی از مساجد جدیدالتأسیس و از مساجد فعال و پویای شهرستان میبد می باشد.
در سال 1375 کلنگ آن به زمین زده شد. با همت اهالی محل و هزینه چند تن از خیرین ساخت مسجد شروع گردید.
زمین مسجد حدود 1800 متر مربع است که توسط اهالی و خیرین محترم محل، احداث گردیده است.
ائمه جماعات مسجد عبارتند از حجج اسلام : شیخ حسن طالبی، شیخ محمدرضا میرزازاده، شیخ علی اسلامی، شیخ منصور جعفری، شیخ حسین زارعشاهی، شیخ حجت زائرغلامی، اسکندری، احمدیان، یخ جلال مهدی زاده و شیخ حسن عبادی
مؤذنین مسجد از نسل جوان بوده که عبارتند از: مقداد زارعی، محمود فخار، محمد هادی فلاح، وحید فلاح، محمدجواد فلاح، وحید شیخی، امیرحسین زارعی، علی دهقانی و محسن صادقی
همچنین کانون فرهنگی مسجد به دلیل دارا بودن نسل جوان فعال و پویا می باشد. در ضمن کانون فرهنگی خواهران جداگانه به فعالیت مشغول می باشند.

اهم فعالیت های کانون فرهنگی برادران در مسجد جامع امام هادی(ع):
در ایام هفته بعد از نماز مغرب و عشاء جلسه قرائت قرآن کریم، تفسیر، سخنرانی و ذکر احادیث و روایات توسط امام جماعت مسجد برگزار می گردد.
شنبه ها: بعد از قرائت قرآن جلسه پرسش و پاسخ به مسایل شرعی و اعتقادی
یک شنبه ها: زیارت عاشورا:
دوشنبه ها: دعاهای مخصوص هر ماه (مناجات شعبانیه)
سه شنبه ها: دعای توسل
چهارشنبه ها: قرائت هفتگی
پنج شنبه ها: دعای کمیل
جمعه ها: زیارت آل یاسین.
نماز در طول تابستان و ماه های رجب، شعبان و رمضان به صورت سه وعده اقامه گردیده و هر روز بعد از نماز صبح دعای عهد خوانده می شود.
همچنین برگزاری مراسم در اعیاد و وفیات اهل بیت(ع)، تشکیل کلاس های آموزشی و معارف قرآن و برنامه های ورزشی و اردو نیز از دیگر فعالیت های این کانون می باشد.
اهم فعالیت های کانون فرهنگی خواهران مسجد جامع امام هادی(ع):
یک شنبه ها: کلاس نهج البلاغه
دو شنبه ها: قرائت و تفسیر قرآن
پنج شنبه ها: ختم انعام در مسجد و در منازل نمازگزاران
عصرهای شنبه و سه شنبه: تشکیل کلاس های طرح صالحین
عصرهای چهارشنبه: کلاس تواشیح
برگزاری کلاس های آموزش قرآن برای خردسالان و اردوهای خارج استان از قبیل قم، جمکران و حرم امام راحل.

لازم به ذکر است مسئولین کانون برادران و خواهران مسجد امام هادی از مسوولین خواستار حمایت بیشتر در زمینه های فکری و معنوی ، همچنین تأمین هزینه های مالی برای جلب و جذب بیشتر جوانان در این محل شدند.
فیروزآباد میبد - ماهنامه جامع میبد - بارجین-بشنیغان-محمودآباد-شورک-شهیدیه-ده آباد-مهرجرد-امام جمعه-شهردار-فرماندار
بی حرمتی، به شادی در جشن میلاد امام زمان(عج)
نانوایی مثل همیشه تا دلت بخواد شلوغه. نمی دونم شاید یک روز حکایت این نانوایی محلمان را برایتان شرح دادم که تابستون و زمستون مجبوری تو گرما و سرما، ساعتها توی صفی که داخل خیابون کشیده می شه وایسی، اونهم به خاطر 2 تا نون. آخه قانون من درآوردی شاطر محله ما می گه: دوتایی ها هم توی صف. بگذریم. چند ساعت بیشتر به شب نیمه شعبان نمونده و هر جا که می ری برگزاری جشن های نیمه شعبان نقل محافل. از بند شاگردی گرفته تا صف عریض و طویل پرداخت حق بیمه تأمین اجتماعی. خلاصه همه جا و همه جا صحبت از این مراسم است و نحوه برگزاری عجیب و غریب در بعضی محلات شهر. نمی دونم شور و نشاط بوجود آمده برای تماشای این مراسم است یا شوق و شعف زایدالوصف مردم در شب ولادت آقا. انگار شاطر هم توی این گرما حرارت تنور نانوایی را از یاد برده که با حرکات ریتمیک، دستانش را بر سر و روی چانه می کوبد و انگار که از شادی بر روی سنگ دستگاه ضرب گرفته باشد، می پرسد: تو که اونوَرا هستی ، نَمِدونی بارجینیا امسال چه چی درست کِردن؟ و من قبل از اینکه لب به شکوه باز کنم؛ پسربچه ای در جواب شاطر می گوید: مِگن امسال بُزُگ شیرده درست کردن. در حالیکه چشم هایم از تعجب گرد شده، می پرسم: چه چی درست کردند؟
و او می گوید: تازه مُروارییُگ هم درست کردن تا شیرُش بدوشه. در این حال صدایی از آخر صف صدایی بلند می شود. نگاهم را برمی گردانم. مردی میانسال را می بینم که می گوید: بارجین خُو نَمدونم ولی محمودَوَیا مگن چیزای خَشی درست مُکنن. دیگری می گوید: خیابون سعیدی خو قهوه خونه درست کردن. تازه مُخوان نوار شب های دربَندَک بذارن. آدمُک دو تا لات هم درست کردن که سُوار موتور دَرَن تک چرخ مزنن. صحبت ها گل انداخته است و هر کس از هر جا خبری دارد می ریزد روی میز. هنوز چند نفری مانده تا نوبتم شود و دارم سعی می کنم موضوع را یک جوری هضم کنم که خلیفه در حالیکه دست هایش را داخل تشتک خمیر می شوید و آنرا را پیش بندش خشک می کنه، صدا می زند: مِگن امسال هر که خر و اینا بنده و توی خیابون رُو بیفته، مگیرَن مِبَرنُش پاسگاه. مردی که جلوی من ایستاده و در ظاهر فرهنگی می نماید، می گوید: آقاجون با... وا... این کارها قباحت داره. قدیما که ما یادمونه توی شبیه جُهود و مختار الاغ و شتر تزیین می کردن و برای اینکه ظاهرا ً مردم را بخندونند و در صال تبرّی جستن از قاتلین حضرت سیدالشهداء و دشمنان پیامبران و اهل بیت(ع) این کارها را می کردند. اُستامَمَد(خطاب به یکی از مشتریان) شما که سن و سالی ازتون گذشته باید یادتون باشه اون روزا عید...(عیدالزهرا) که می شد... جُلی درست مِکِردَن و سر کوچه پس کوچه ها بند مِکِردَن. اون روزُش هم حکومت می گفت چرا اینکارا مُکُنید و مانع مردم می شد ولی حالا، تولد امام زمان و این کارا ! ما که نفهمیدیم اینا چه معنی مده! هیچ کس هم هیچی نمگه! بحث به اینجا که رسید زنی از داخل صف بانوان صدا بلند کرده و در جواب مرد می گوید: برادر راه امام حسین و اهل بیت نَمِشه چیزی بگی. باز هم خدا کنه قبول خودشون باشه. بحث ها ادامه دارد و من در میان انبوهی از علامات سؤال و تعجب که مانند کارتون های تلویزیونی دور سوم چزخ می زنند، گرفتار شده ام. به راستی چه کسی مسئول برخورد با چنین اعمالی است و مراجع قانونی برای مقابله با چنین بدعت هایی که جز لطمه زدن به شعایر مذهبی و عقاید راستین مذهب تشیع نتیجه دیگری ندارد، چه تدابیری اندیشیده اند. مایی که خود را شیعه می نامیم و واژه ی منتظران ظهور را یدک می کشیم و هر جمعه در ندبه هایمان زمزمه أین بقیه ا... سر می دهیم چه جوابی برای این اعمالمان داریم. آیا فکر کرده ایم در شهری مثل میبد که روزانه دهها جهانگرد داخلی و خارجی از آن بازدید می کنند و صدها و صدها کارگر مهاجر یا عقاید مذهبی مختلف در آن مشغول به کار هستند و این صحنه ها را به عینه می بینند، چه برداشتی از این کارهای ما دارند. رفتگر بیچاره شهرداری چه تقصیری دارد که باید در شادی های ما عزا بگیرد و تا چند روز بعد، لیوان های شربتی که با بی تفاوتی از پنجره خودروهایمان به بیرون پرت می کنیم جمع آوی کند. در میان افکارم غرق شده ام که صدایی مرا به خود می آورد. سرم را که بلند می کنم پیشکار نانوایی را می بینم که دستش را به طرفم گرفته و می گوید: هُوی، عاشقی یا کشتات غرق شده؟ سه بار پرسیدم چندتا؟ پول را می دهم و او دو مرتبه می گوید: شب عیده بخند بابا. و من با صدایی که تردید از آن می بارد جواب می دهم: بله... عیده! واقعا عیده!!! سیدمهدی پورجعفری
فیروزآباد میبد - ماهنامه جامع میبد - بارجین-بشنیغان-محمودآباد-شورک-شهیدیه-ده آباد-مهرجرد-امام جمعه-شهردار-فرماندار
زشتی که زیبا شده است
خالق هستی نیرویی را درون بشر به امانت گذاشته است که قادر است خوب و بد ، زشت و زیبا را بفهمد . اما برای بشر اینکه چه چیزی خوب است و چه چیزی زشت -تشخیص مصادیق خوب و بد و زشت و زیبا-از حیطه ی فهم او خارج است به گونه ای که خیلی راحت از عوامل بیرونی منفعل گردیده و از آنها تأثیر می پذیرد. بعضی وقتها آن عوامل ، زیبایی را زشت و گاهی زشتی را زیبا جلوه می دهند و او بدون تجزیه و تحلیل آن را می پذیرد و چون بنای رجوع به معیار و شاخص ندارد بدون هیچ دغدغه و ذهنیتی، به عواقب آن تن می دهد،ولو اینکه در نهایت به ضررش تمام شود . یکی از این زیبایی هایی که زشت بوده و بعضی از افراد برای بقا ، روزانه مکرّر به آن روی می آورند،« زیر آب زنی» یا به تعبیر قابل درک «غیبت» است که پدیده ای بسیار زشت و خطرناک -در عین حال شیرین است که عده ای آن را وسیله ای برای گذراندن اوقات فراغت ، اصلاح جایگاه اجتماعی و شغلی ، دل خنک کردن یا بریدن نان و خود شیرینی یافته اند؛ غافل از اینکه تلخی این منکر اخلاقی را مانند داروهای تلخ با پوشش های شیرین پوشانده اند. گاهاً آنچنان زیبا شده است که اگر کسی بساط این خورشت را پهن نماید نه آنکه انگ بی دینی به او نمی زنند بلکه عناوین دهان پر کنی نظیر « به به ! چقدر اطلاعات بالایی دارد و چه انسان روشنفکری است» را به آن شخص هدیه میدهند. در یک جامعه اگر زشتی این رذیله و صفت شیطانی بریزد در هر کوی و برزن ، آن کسی که مهارت خوبی در کسب اطلاعات و پردازش و پر و بال دادن یافته هایش علیه کسی دارد در کسب کرسی ها رتبه ی نخست را نصیب خود می کند و در معابر ، گعده اش پر رونق ، در ادارات میزش پر زرق و برق و نزد بعضی از مدیران، چهره ی در پَسِ نقاب تزویرش ، موجه است. شاید این فرآیند به جایی منتهی شود که اگر در بعضی از جلسات این خورشت جهنمی نباشد آن جلسه نافرجام و بدون خروجی متوقف گردد . به نظر می رسد برای جلوگیری از این پدیده زشت، باید این غذای مسموم را از سر سفرهها جمع کرد تا تولید و کار در مسیر مثبت و سازنده خویش واقع شود، چرا که ایجاد موقعیت کاذب برای افراد آنچنانی و نزدیکی ایشان به برخی افراد مؤثر در یک جامعه -که گاهی از روی نا آگاهی رخ می دهد سبب رکودِ فعالیتهای رو به جلو می شود چون اولا : مسئولین از اخبار واقعی و توانایی های ارزشمند دور مانده و در نتیجه نخبه ها به حاشیه رانده می شوند و ثانیا: بجای تشکر از تلاش های سازنده و رو به جلو ، به اطلاعات دست چندم این افرادِ به ظاهر مُصلِح مشغول می گردند و کارهای آبکی و سطحی را به عنوان متن تلقی می کنند. ثالثا : از آنجا که توفیق خدمتِ صادقانه در سایه غیبت ظالمانه جمع ضدین است ، برکت از کارها و مالها دور می شود؛ در این بین عده ای مظلوم واقع شده و زحمات آنها نادیده انگاشته می شود. به این نکته توجه داشته باشیم که: « من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق». رابعا : وِزر و گناه این پدیده نه تنها به آن مجموعه آسیب وارد می کند بلکه دامن گیر کل جامعه می شود، و نتیجه آن می شود که معیار معروف، تغییر می کند و اگر کسی فریاد نهی از منکر بر آورد برچسب خیانت و عقب ماندگی بر او می زنند.
چنانچه این فرهنگ به عنوان معروف اجتماعی معرفی شود و مسئولین از آن غافل گردند توبه و بازگشت از آن سخت و دشوار خواهد بود . بهتر است روحانیون محترم که مردم دینشان را از آنها می گیرند و واسطه ی بین خدا و آنها هستنند ؛ به این گناه اجتماعی که عذاب آن بیشتر از جنبه فردیش است بپردازند و با کار کارشناسی ، زشتی این پدیده ی خصلت بر انداز را برملا سازند و ملاحظهی این مطلب که اگر گناه آن را به اطلاع مردم برسانیم گناهان دیگر تحت الشاع قرار می گیرد نفرمایند ـ مگر شیخ بزرگ-شیخ مرتضی انصاری- این صفت زشت را در لابه لای کسبهای حرام(در کتاب المکاسب) بیان نفرموده است ـ لازم است مسئولین حواشی خود را از وجود اینگونه شیطنتها برحذر دارند و با هوشیاری این موارد را رصد کرده ، برای رفع آن همت خود را مضاعف نمایند. خانواه ها نیز با حرص بیشتری به زشت جلوه دادن این زیبای جهنمی بپردازند. به امید روزی که زشتیها قبح وزشتی خود و خوبیها زیبایی خود را باز یابند . نویسنده: محک
میبد - ماهنامه جامع میبد - بارجین-بشنیغان-محمودآباد-شورک-شهیدیه-ده آباد-مهرجرد-امام جمعه-شهردار-فرماندار
همه اش از بی غیرتی بابام شروع شد (قسمت سوم)
فاطمه جان یکماه است دارم فکر می کنم . حرف های تو چکشی بود توی سرم... به هر گوشه کارم که سر زدم دیدم حرف های تو درسته... غریزه جنسی... بی عقلی... بی فکری و کارهای خلاف عقل پدر و مادرم... و دوستان مگس صفت من، مرا به وادی ای کشاند که واقعا داشتم به یک حیوان دوپا تبدیل می شدم و تا اندازه ای شده بودم... این که می گم حیوان دو پا واقعا جدی میگم... چون گاهی حیوون از حرکات ما جلوتر بود... شاید بگی چرا؟!... حالا توضیح می دم... اولا گاهی پدرم می رفت از این ویدئوکلوپ ها فیلم هایی می گرفت... اول پدر و مادرم با هم می دیدند... بعدش بی خیال تر شدند و ما هم اومدیم و دیدیم... بعد پدرم گفت ماهواره می خرم... خرید و شب ها بیرون می گذاشت. ما هم یه چیزهایی می دیدیم... کم کم بابام بی غیرتی اش گل کرد... مادر هم غمش نبود که من چکار می کنم... روزهای اول یه خورده موهای سرم رو بیرون گذاشتم پدرم چیزی نگفت. از همین جا شروع شد... مادرم آرایش کرد و بیرون اومد... پدرم بی خیال!!! دیگه بابام نمازش رو آخر شب می خوند... منم اگر صبح برای نماز بیدار نمی شدم چیزی نمی گفتند... اسم من که پدر و مادرم انتخاب کرده بودند برای بعضی پسرها یه جور دیگری بود... ژیلا !!! ... خودم هم خیال می کردم با خدا و امام و ائمه زیاد کار ندارم... یه روز تو خیابون یکی متلک گفت... تا شب تو فکر بودم... اونروز اصلا درس نفهمیدم... بعدش هم که دیگه عادی شد... هر روز به جای درس خوندن و علم یاد گرفتن... دایم تلفن و اس ام اس... وقتی مدرسه اومدم دو تا دیگه دانش آموز بی عقل مثل بیتا و مونا دنبالم افتادن!!... هر روز یه حرفی... هر روز یه طرحی... این بیتای رذل هر روز یه کسی رو به دام می انداخت... هر روز یه کاری دستمون می داد... بالاخره دیگه درس بی درس!!... نمرات درسمون اومد پایین... بابا دیگه بی غیرت شده بود... او و مامان پای فیلم ها هر دو تا سیگار می کشیدن!!... منم گاهی سیگارشون رو کش می رفتم!!... خانم مدیر هم که فقط از درس گیر می داد... ولی تو و زهرا و مریم را تشویق می کرد... از حسودی داشت چشمامون در می افتاد!!... فکر می کردیم چه طور زیرآبتون بزنیم... چند بار کتابهاتون رو خط زدیم... چادرتون را از جالباسی انداختیم زمین و خاکی کردیم!!... وقتی فکرش می کنم چه کارهای بی عقلی کردیم ، دود از سرم بلند میشه!... ولی تو حسود نبودی... هر چه ازت می پرسیدم جواب می دادی... اما این اواخر دیگه ما چیزی نمی پرسیدیم... آخه یک اتفاقی دیگه تو خونمون افتاده... یه پسر غریبه با خواهرم ازدواج کرده... من هم تو خونه جلو شوهر خواهرم زیاد مراعات حجابم رو نمی کنم... بابای بی غیرتم چیزی نگفت... بعضی وقت ها با خواهر شوهرم خیلی خودمونی می شدیم... کار به جایی رسید که با خواهرم حرفشون شد... شوهر خواهرم می گفت به تو چه!!... بابات چیزی نمیگه... مادرت چیزی نمیگه... تو فضولی میکنی!!... آخه این پسر هم غمش نبود... بعد مشخص شد با کسان دیگری هم ارتباط داره!!...اما هیچ کس ، هیچ چیزی به ما نگفت... فقط تو بودی و خانم تربیتی که گاهی به ما گیر می دادی... نصیحت می کردی... خانم مدیر و معاون فقط به درس خوندن گیر می دادن... بچه های دیگر هم که بی خیال... گاهی به جمع ما می اومدن... گاهی می ترسیدن!!... اما این حرف های تو بالاخره تأثیر خودش رو گذاشت... یک ماه است که دارم فکر می کنم... یادمه خانم زیست شناسی می گفت مغز آدمها بزرگترین مغز در میان همه موجودات هست... به همین خاطر تعقل داره ، به همین خاطر هم جهان رو تحت تأثیر قرار داده... به همین خاطر این آدم آروم و قرار نداره... و به قول خانم تربیتی به همین خاطر خدا ازش حساب و کتاب پس می کشه... حالا هر چقدر فکرش می کنم این چند سال عقل من تعطیل بود... غیر از حیوانیت هیچ چیزی نداشتم... هنوز حیوون شرف داره... چونکه حیوون دیگه اینقدر عقل نداره... او به روش خودش فقط غذا می خوره و غریزه داره... اما من چی؟!... ول کن... دیگه طاقت فکر کردنش رو هم ندارم... واقعا ً داره از خودم بدم میاد... فاطمه جان تو رو خدا کمکم کن... حالا دیگه دوستت دارم... بیا و رهام نکن... من می خام آدم بشم!!... می خام از آدم بودنم لذت ببرم... شاید بتونم خونوادم رو هم نجات بدم !!... بیا فرشته خانوم... فرشته ام بمون... اکبر دهستانی
فیروزآباد - ماهنامه جامع میبد- بارجین-بشنیغان-محمودآباد-شورک-شهیدیه-ده آباد-مهرجرد-امام جمعه-شهردار-فرماندار
شماره جدید ماهنامه جـامع میبد(سال سوم- شماره 28) چاپ و منتشر شد
در این شماره می خوانید:
- گفتگو با سرهنگ پاسدار علی اکبر فخاری فرمانده نیروی انتظای میبد: برخورد قاطع نیروی انتظامی با مزاحمت های ناشی از به راه انداختن کاروان های شادی و عروسی در سطح شهر
- مسوول کمیته جوانان شهرستان میبد در گفتگو با نشریه جـامع میبد تشریح کرد: برگزاری سلسله برنامه های بصیرت در سال جاری
- یادداشت وارده: زشتی که زیبا شده است
- آشنایی با تاریخچه و اقدامات فرهنگی مسجد جامع امام هادی(ع) امیرآباد میبد
- همه اش از بی غیرتی بابام شروع شد
- کم خونی و بارداری
- اخبار کوتاه
و ...

